محمد بن علي منجم وابكنوي
3
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
نيست . ليكن از اين مقدمات ، لازم آيد كه كمّيات حركات اجرام علوي را I جز بر سبيل تقريب وتخمين در نتوان يافتن . پس هر آينه كسورى ضروري ، اقتضا كند I ميان اين تقريب وآنچه در واقع بود كه آن را رصد درنيافته باشد . واگرچه آن I كسور ، اندك بود اما به مرور أيام بسيار ، مجتمع شود وبه دقايق ودرجات ، مرتفع I گردد . وآن يا زايد باشد بر آنچه در واقع بود يا ناقص از آن . پس در هر مدتي واجب I باشد رصدى كردن تا از آن ، أصول به حسب زمان راست گردد ومحسوب تقاويم I كواكب ، موافق مرئى شود . وآن در هر دورى وزماني ، بي حكم پادشاهى بزرگ I جهاندار دست ندهد وبا آن نيز ميسر نشود جز به كمال علم ومال وافر وعمر دراز I كه كمتر زماني كه اين مهام در وى تمام شود سى سال است كه مدت يك دور « 1 » زحل I بود در فلك . لاجرم زيجهايى كه در اين زمان ، مستعمل ومتداول است در ميان مردم ، I محسوب تقاويم آن زيجات ، موافق مرئى نمىآيد . بدان سبب كه آن بزرگان را كه I آن زيجها ساختهاند با كمال علم ومال وحكم پادشاه ، عمر وفا نكرده است كه در اتمام I آن مهام توانند كوشيد . لاجرم به حسب ضرورت ، تمسك به ارصاد قديم كردهاند . I وبه مرور أيام ، آن كسور ضروري ، مرتفع شده است وتفاوتهاى فاحش در تقاويم كواكب I پيدا آمده تا به غايتى كه در قران علويين كه مدار احكام عالم بر وى است ، در دو نوبت كه قران I كردند چندين تفاوتهاى فاحش مشاهده افتاد . مثلًا ، چنان كه در شهور سنهء اربع وثمانين I وست مايهء هجرى اين قران در نهم درجهء دلو واقع شد ؛ از محسوب تا مرئى ، به نسبت I با زيجى كه مشهورترين ومعتبرترين زيجهاست در اين بلاد ومتداول در ميان I خلق ، قريب پانزده روز تفاوت كرد ؛ يعنى به حسب آن زيج ، اقتضا مىكرد كه وقوع
--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] دورو